دخمه ی یک اسلیترینی

آخرینم را به یاد داشته باش....

دخمه ی یک اسلیترینی

آخرینم را به یاد داشته باش....

بیست سال قبل...

سه شنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۳۲ ب.ظ

خب یه بار این مطلبو نوشتم و عالی هم نوشتم اما به اشتباه خودم پاک شد): 

امروز صبح بیستمین سالگرد نبرد هاگوارتز بود...

امروز سر کلاس زبان  ریدینگ جالبی داشتیم که باز هم بیست سال قبل نقش مهمی را ایفا میکرد:

خب خیلی جالب بود برام . من عاشق دنیای جادویی و داستانای هری پاتر بودم. عاشق عاشق. اما نمیدونم چیشد (یعنی میدونم در حقیقت) که تصمیم به ترک ان دنیای جادویی کردم و یک سال بعد با بیچارگی و بدبختی و بدب برگشتم و ان دنیا جای اینکه مرا به زندان بندازد مرا پناه داد و دوباره عاشقم کرد. وقتی این داستانو خوندم گفتو این چه رفاقتیه؟ و یاد تاریخ و مناسبت امروز افتادم و بازهم یاد این افتادم که من یعنی باب قصه هرگز به زندان نرفتم و توسط دوستان خوبم یعنی مرگخواران و لرد سیاه و دنیا جادوی ی دوباره از نو ساخته شدم به قولی با ورژن زیباتر بیست سال بعدی بودیم که امروزه!

پ.ن. خیلی برام بود اینو امشب بنویسم در سالگرد

پ.ن. عکسا ی مطلبو به دلیل مشکل  فردا میذارم

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۱۲
some one

نظرات  (۲)

لایک عالی بود
۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۸:۳۰ چوب دستی اژها
الان دنیای جادویی باید به بهترین مرگخوار تاریخ جادوگری که تو هستی افتخار کنه
موفق و سربلند باشی دوست من
پاسخ:
(:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی